مدتي است كه يك مجموعه‌ي طنز تلويزيوني با نام «مسافران» به كارگرداني رامبد جوان از شبكه‌ي سه سيما پخش مي‌شود. اين مجموعه راجع به چهار موجود فضايي است كه براي تحقيق به زمين آمده‌اند كه در واقع اين مجموعه روابط اجتماعي ايراني‌ها را مورد نقد قرار مي‌دهد. در يكي از قسمت‌هاي اين مجموعه موضوع آمار و آمارگيري دستمايه‌ي طنز قرار گرفته است كه براي من جالب بود. به همين خاطر متن گفتار انتهايي آن را در زير آورده‌ام.

 

متن گفتار انتهايي سريال مسافران:

از تيم تحقيقاتي زمين به هلوي بشقابي، زرگ
گزارش پنجاه و پنجم

فداي خاك پاي پلوتونيوم آسايت گردم. كمي دير كردم، زيرا در راه بازگشت به خانه در خياباني دو ساعت توي ترافيك گير كرديم. خياباني كه ديروز در همين ساعت خلوت بود و ترافيك رواني داشت و نه تصادفي اتفاق افتاده بود و نه هيچ مشكل ديگري و براي اين ترافيك هيچ توضيح علمي پيدا ننموديم. با وجود اين ما تسليم نشده و مطمئن بوديم كه ترافيك تابع يك جور قاعده و قانون و يك نظم مختص به خودش باشد و بشود آن را مانند هر پديده‌ي ديگري در كهكشان در قالب يك الگويي تعريف نمود. در نتيجه مجموعه‌ي داده‌هاي آماري‌مان را در مورد ترافيك تهران از تعداد ماشين‌ها و ظرفيت خيابان‌ها و جاي پارك و هرچه كه لازم بود در شصت و يك ريختيم كه يك الگويي براي پيش‌بيني ساعات شلوغ و خلوت خيابان‌ها بدهد. در ابتدا جواب داد كه با اين داده‌ها خيابان‌هاي شهر بايد از پنج سال قبل كلا قفل شده باشد، هيچ اتومبيلي نتواند از جايش حركت كند كه طبعا پاسخ غلطي بود. زيرا اتومبيل‌ها در اينجا تكان كه مي‌خورند هيچ، ويراژ هم مي‌دهند و لايي هم مي‌كشند و وقتي شصت و يك براي بار سوم شروع به محاسبه نمود باكش تركيد و خواهشمند است هرچه زودتر اقدام به ارسال يك قطعه باك يدكي مدل شصت و يك بفرماييد كه كار ما در اينجا در ولايت غربت لنگ نماند.

از مورد فوق مي‌خواهم به اين نكته برسم كه براي بسياري از پديده‌هاي اين سياره نمي‌توان توضيح علمي يافت و اساسا بجز قانون جاذبه و دو سه تا قانون و فرضيه ديگر، قوانين و نظريات علمي در اينجا جواب نمي‌دهد و علم امروز ما در تعريف اين جامعه‌ي پيچيده ناتوان است و عوضش اين جامعه هم علوم را جدي نمي‌گيرد، بجز علومي كه در زندگي‌شان تاثير مستقيم دارد و پول تويشان است؛ مانند دكتري كه بهشان دارو بدهد كه خوب بشوند و مهندسي كه ساختمان و ماشين مي‌سازد و اينها علم هستند و علومي مانند اقتصاد و ژنتيك و ادبيات و بيولوژي و روانشناسي علوم لوكس به حساب مي‌آيند كه اگر نباشند كسي نمي‌ميرد و مال دانشجوياني هستند كه نتوانستند دكتر و مهندس شوند و كاربرد مهمشان براي خواستگاري و گذاشتن روي تاقچه است. يكي از اين علوم لوكس آمار است.

همانطور كه مي دانيد آمار علمي است كه به ما در استفاده‌ي بهينه از زمان و منابع كمك نموده و از اتلاف هزينه و وقت اضافي جلوگيري مي‌كند و در كل كاربردش در جهت برنامه‌ريزي و هدايت جامعه براي ساخت آينده‌اي بهتر است. با تعريف فوق مشخص مي‌گردد كه يك چنين علمي در اينجا ارزشي در حد كشك دارد و جز در برخي موارد و زمان‌هايي خاص محل سگش نمي‌گذارند و سر جمع كسي دقيقا نمي‌داند آمار در اينجا به چه دردي مي‌خورد.

كاربرد مهم آمار در اينجا در سمينارها و ميزگردها و كنگره‌ها و برنامه‌هاي تلويزيوني مي‌باشد و در اين مواقع نمودارهاي قشنگ رنگي با ستون‌هاي نامساوي مي‌كشند كه براي دكور اتاق روساي ادارات نيز بكار مي‌رود و يك نمودارهاي ديگري كه يك خطهايي دارد كه شكر خدا هميشه رو به بالاست و حالا مثلا قيمت نان برود بالا. خوشبختانه مردم خودشان آگاه هستند و فورا خودشان مي‌فهمند و حالا هي بيايند برايشان خط رو به پايين بكشند و بهشان يادآوري بكنند، نه خير.

در اينجا از خطوط سرازيري و ساير چيزهاي روحيه خراب‌كن پرهيز مي‌نمايند و به همين دليل است كه مردم در اينجا سرحال و با روحيه و قبراق مي‌باشند و به همين دليل است كه آمار در اينجا كلا به درد كسي نمي خورد.

عشقم بيا جلوي چشمم، تماس فرت.

مرتبط:

فضايي‌ها هم فهميدند

دانلود غيرمستقيم گفتار انتهايي سريال مسافران با حجم يك مگابايت